أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

102

آثار الباقيه ( فارسى )

يقين پيدا كرد كه كشته خواهد شد گفت به خدا سوگند ياد مىكنم كه اگر شما مسلمانان مرا كشتيد من چهار هزار حديث در دين شما وضع كرده‌ام كه حرام را در آنها حلال و حلال را حرام گردانيده‌ام و شما را روزى كه بايد روزه بداريد به افطار واداشته‌ام و روزى را كه بايد افطار كنيد به روزه . پس به فرموده‌ى محمد بن سليمان گردن او را زدند و پس از اينكه كشته شد نامه‌ى منصور رسيد . بحثى كه ابو ريحان در اين موضوع با عالمى اسماعيلى كرده است اين تأويل ركيك را كه فرقه‌ى جديد مرتكب شده‌اند سزاوار ابن ابى العوجا است ميان من و يكى از علماى اين فرقه در خبرى كه استناد بدان شده گفتگويى و بحثى روى داد من او را به لوازمى كه گفته شد ملتزم كردم آخر الامر گفت كه لغت اين‌طور اقتضاء مىكند و ميان لغت و دين تفاوت بسيار است . من به او گفتم خداوند به تو عافيت عنايت فرمايد آيا خدا و رسول جز به لغتى كه متعارف اعراب بوده طورى ديگر ما را خطاب كرده‌اند و ميان تو و لغت عرب بيشتر از ميان لغت و شريعت تفاوت است بلكه تو خيلى از علم دين دور هستى و به علماى هيئت رجوع كن كه همه‌ى ايشان ترا در تمام بودن ماه رمضان مخالفت مىكنند و علماى هيئت بر اين گمان نيستند كه آفتاب و ماه و فلك ماه رمضان را از ميان ديگر ماهها چنان كه مسلمانان براى روزه اختصاص داده‌اند امتياز دهند و در اين ماه براى اينكه همواره رمضان به يك نهج بماند فلك و آفتاب و ماه تندتر يا كندتر حركت كنند . ليكن گفتگوى با مردمى كه از راه عمد در باطل خويش پافشارى مىكنند و نادانى را مركب خود ساخته‌اند بيهوده است چنان كه قرآن گويد « وَ إِنْ يَرَوْا كِسْفاً مِنَ السَّماءِ ساقِطاً يَقُولُوا سَحابٌ مَرْكُومٌ وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً فِي قِرْطاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ . »